آن منشعب میشوند. طول هر بازو 66 و عرض آن 10سانتیمتر است. در انتهای هر بازو یک جام غذا به قطر 3 سانتیمتر قرار دارد که داخل آن غذای مخصوص (بادام زمینی) قرار داده میشود به نحوی که حیوان نتواند آن را از دور ببیند کف بازوها و جامهای غذا خاکستری رنگ است. در راستای هر کدام از بازوها و در خارج از بازوها علائم تصویری ثابتی قرار داده شده. مکان علائم درتمام روزهای آزمون ثابت است و میتواند توسط موشهای صحرایی برای جهتگیری فضایی استفاده شود (Brown , 1992; Bobb and crystal , 2003).

3-4-1 روش کار

مراحل انجام آزمون یادگیری فضایی با ماز شعاعی هشت بازو:
از روز 60 بعد از تولد برای ایجاد انگیزه حرکت در ماز، غذای هر موش صحرایی مورد آزمون به 85 درصد مقدار طبیعی کاهش مییفت و در طی دورهی این آزمون وزن هر موش صحرایی به تدریج به حدود 90 درصد وزن اولیه میرسید.
مرحله :Shaping این مرحله شامل حداقل 4 جلسه است. 2 جلسه اول موشهای صحرایی در دستههای چندتایی به مدت حداقل 10 دقیقه داخل ماز قرار داده میشوند تا با دستگاه تطابق پیدا کنند. در این 2 جلسه قطعات بادام زمینی در طول بازوها در اختیار موشها قرار میگیرد. در مرحله بعد موشهای صحرایی برای 2 جلسه بهصورت انفرادی داخل ماز قرار داده میشوند و غذا تنها داخل تمام جامها قرار میگیرد. در این 2 جلسه زمان حضور در ماز 300 ثانیه است.
مرحله :Trainingشامل 12 جلسه است. موشهای صحرایی به صورت انفرادی داخل ماز قرار میگیرند و غذا تنها در جامهای 4 بازوی مشخص قرار میگیرد. حداکثر زمان ممکن برای حضور هر موش صحرایی در ماز 300 ثانیه بود و در صورت خوردن بادام زمینیهای هر 4 بازو قبل از پایان این زمان، جلسه حضور در ماز بلافاصله ختم میشد. ورود به بازوی فاقد غذا، خطای حافظه مرجع49 و ورود مجدد به بازویی که غذای آن خورده شده یا ورود مجدد به بازوی فاقد غذا به عنوان خطای حافظه کاری50 محسوب میشد (Jarrard, 1978).
لازم به ذکر است در ابتدا موشهای صحرایی نر به نوبت داخل ماز قرار داده میشوند و بعد از اتمام کار داخل ماز کامل تمیز میشود تا علائم بو حذف شود.
یک روز بعد از اتمام دوره سنجش حافظه مرجع و حافظه کاری، موشهای صحرایی به مدت 11 روز در روزهای مشخص به صورت درون صفاقی، اسکاپولامین با غلظتهایی 1/0 و 2/0 و پروپرانولول با غلظتهای 5 و 10 میلیگرم بر کیلوگرم در روز را دریافت میکردند. 25 دقیقه

بعد از تزریق پروپرانولول یا اسکاپولامین موشهای صحرایی داخل ماز قرار میگیرند تا حافظه مرجع و حافظه کاری در مدت زمان حداکثر 300 ثانیه سنجیده شود.

3-5 آزمون حرکتی :Open field

قبل از آزمون حافظه احترازی غیرفعال، موشهای صحرایی وزن شدند و برای اطمینان از صحت فعالیت حرکتی موشهای صحرایی آزمون Open field انجام گرفت.
جعبه Open field یک آزمون حسی – حرکتی ساده51 است که فعالیت حرکتی پایه در پاسخ به محیط جدید یا محیط اضطراب زا را مورد ارزیابی قرار میدهد (Denenberg , 1969).
Open field به شکل یک مکعب با ابعاد 40×40×40 است. کف آن با دو خط متقاطع به 4 قسمت برابر تقسیم شده است و تعداد دفعاتی که یک موش صحرایی در مدت 300 ثانیه از این خطوط عبور میکند به عنوان شاخص از فعالیت حرکتی موش صحرایی در نظر گرفته میشد.

3-6-آزمون یادگیری احترازی غیر فعال

بعد از اتمام آزمون Open field، از دستگاه شاتل باکس52 به منظور انجام آزمون یادگیری احترازی غیر فعال53 استفاده شد. دستگاه شاتل باکس از دو بخش، دستگاه استیمولاتور و جعبه آموزش تشکیل شده است. جعبه آموزش از دو اتاقک روشن و تاریک هم اندازه با ابعاد تقریبی 20 × 20 ×30 سانتیمتر تشکیل شده که توسط یک درب گیوتینی با هم در ارتباط هستند. کف دو اتاقک از یک صفحه مشبک فلزی ضد زنگ تشکیل شده که به دستگاه استیمولاتور جهت اعمال شوک متصل است. روشنایی محفظه روشن به وسیله لامپ 100 وات از فاصله 30 تا 50 سانتیمتر تامین میشود.

3-6-1 روش انجام کار

موشهای صحرایی در ابتدا برای 2 جلسه با دستگاه شاتل باکس تطابق پیدا کردند به اینصورت که جانور در اتاقک روشن و پشت به درب گیوتینی قرار داده میشد. بعد از 30 ثانیه درب گیوتینی باز میشد و بعد از ورود موش به اتاقک تاریک درب گیوتینی بلافاصله بسته شده و 30 ثانیه بعد حیوان به قفس خود انتقال داده میشد. این فرایند 30 دقیقه بعد دوباره تکرار میشد. پس از گذشت مدت مشابه مرحله فراگیری فرا میرسید. در این مرحله موش در اتاقک روشن قرار داده میشد و درب گیوتینی بعد از گذشت 10 ثانیه باز شده و مدت زمان تاخیر در ورود به اتاقک تاریک بر حسب ثانیه ثبت میشد و اگر این مدت زمان بیشتر از 100تا 120 ثانیه میشد حیوان از آزمون حذف میشد. پس از ورود موش به اتاقک تاریک بلافاصله از طریق میله های فلزی شوک الکتریکی (6/0 میلیآمپر، 50 هرتز، 5/2 ثانیه) به پای حیوان اعمال شده و 30 ثانیه بعد حیوان به قفس نگهداری منتقل میشد. آزمون یادگیری120 ثانیه بعد انجام میشد. در این مرحله مجدداً حیوان در اتاقک روشن قرار داده میشد و بعد از 10 ثانیه درب گیوتینی باز شده
و زمان تاخیر در ورود به اتاقک تاریک ثبت میشد . اگر موش صحرایی به مدت 120ثانیه در اتاقک روشن میماند و وارد اتاقک تاریک نمیشد موید بروز یادگیری بود. در صورت ورود موش به اتاقک تاریک دوباره شوک را اعمال کرده تا زمانی که یادگیری به صورت کامل شکل میگرفت و حیوان وارد اتاقک تاریک نمیشد. ( لازم به ذکر است که تعداد دفعات اعمال شوک نبایستی بیشتر از 3 دفعه شود).
24 ساعت پس از مرحله فراگیری به منظور سنجش حافظه، موش در اتاقک روشن قرار داده شده و تأخیر در زمان ورود به اتاقک تاریک، تعداد دفعات حضور در اتاقک تاریک و مجموع زمانی که موش در اتاقک تاریک بود به عنوان شاخصهایی از حافظه ثبت میشد. در این مرحله چنانچه موش صحرایی به مدت 300 ثانیه در اتاقک روشن باقی میماند و وارد اتاقک تاریک نمیشد حافظه صورت گرفته بود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه درمورد دانشگاه آزاد اسلامی، استان اصفهان، ایالات متحده

3-7 تزریق حاد (Acute) پنتیلنتترازول:

برای بررسی میزان کارایی برخی از داروهای ضد تشنج در مهار اثر تشنجزایی پنتیلن تترازول، تأثیر پیش تیمار این داروهها در بروز تأخیر یا مهار علایم تشنج در هر یک از گروهها مورد بررسی قرار گرفت.
تعداد نمونهها در این آزمون 62 سر بود. گروه کنترل شامل 15 سر نر و 8 سر ماده و گروه شاهد شامل 8 سر نر و 5 سر ماده و گروه تیمار شامل 14 سر نر و 12 سر ماده بود.

برای انجام آزمون تشنج حاد موشهای صحرایی 60 روزه در هر گروه مطالعه شد. تزریق حاد با تزریق داخل صفاقی5455 داروهای اتوسوکسیماید با غلظت 90 میلیگرم برکیلوگرم، فنوباربیتال 20 میلیگرم بر کیلوگرم و پنتلین تترازول 40 میلیگرم بر کیلوگرم صورت گرفت. این تزریقات با فاصله 72 ساعت و در مدت 3 روز صورت گرفت. دریافت پیشتیمار بهصورت Counter balance درهر گروه تغییر داده شد تا تأثیر توالی دریافت داروها حذف شود. بصورتی که همه گروهها در پایان جلسه سوم، داروهای مورد نظر را دریافت کردند. در این بین فقط ترتیب تزریق داروها بین گروهها با هم متفاوت است.

3-7-1روش کار

داروی اتوسوکسیماید 45 دقیقه قبل از تزریق پنتلین تترازول و داروی فنوباربیتال 60 دقیقه قبل از تزریق پنتلین تترازول، تزریق میشد. در یک جلسه موشها پنتلین تترازول را به تنهایی دریافت میکردند. بعد از تزریق داروهای اتوسوکسیماید و فنوباربیتال و سپری شدن زمان تعیین شده، نوبت به تزریق پنتلین تترازول رسیده که در ابتدا غلظت 40 میلیگرم بر کیلوگرم را دریافت میکردند. بعد از تزریق، حیوان را داخل یونولیتی با کف و دیوارههای نسبتاً نرم قرار میدادیم. علائم اولیه از زمان تزریق ثبت میشود.

ثبت علائم بر اساس قانون Backer” “صورت میگرفت.
مرحله صفر بدون پاسخ، مرحله 1: شامل انقباض عضلات صورت و گوشها، مرحله 2: پرشهای میوکلونیک بدون بلند شدن بر روی دو پا، مرحله 3: پرشهای میوکلونیک و بلند شدن روی دو پا، مرحله 4: حملات تونیک – کلونیک و افتادن به پهلو، مرحله 5: افتادن به پشت و حملات تونیک – کلونیک عمومی
12-14 دقیقه بعد از تزریق اگر در حیوان علائم 4 یا 5 بروز نکرد، غلظت 10 پنتلین تترازول را دریافت کرده و این تزریق تا بروز تشنج کلونیک و تا حداکثر غلظت 80 میلیگرم بر کیلو گرم تکرار میشد.

3-8 آنالیز آماری

به منظور تعیین برابری واریانسها بین سه گروه از تست Leven استفاده شد. از تست Shapiro wilk به منظور ارزیابی نرمال بودن دادهها استفاده شد. در صورت برابر بودن واریانسها و نرمال بودن دادهها از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه ANOVA و تست Tukey و یا T-test جفت نشده استفاده شد. در صورت برابر نبودن واریانسها و نرمال بودن دادهها از تستTamhane برای مقایسه میانگینها استفاده شد. در صورت نرمال نبودن دادهها از تست غیر پارامتریک Mann-whitney برای مقایسه میانگین ها استفاده شد. اختلافهای با 05 /0 P معنی دار در نظر گرفته شدند.

فصل چهارم

4-نتایج

4-1) مطالعه فعالیت حرکتی

آنالیز دادههای بدست آمده از تعداد دفعات عبور موشهای نر و ماده از خطوط در آزمون open field بین گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید، گروه دریافت کننده ساخارین و گروه کنترل، تفاوت معنیداری را از نظر آماری بین این سه گروه نشان نداد. (نمودار4-1 و 4-2).

نمودار 4-1) مقایسه میانگین تعداد دفعات عبور از خطوط موشهای نر گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون .Open field

نمودار 4-2) مقایسه میانگین تعداد دفعات عبور از خطوط موشهای ماده گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون .Open field

4-2) یادگیری و حافظه احترازی غیر فعال

در این مطالعه، پارامترهای مربوط به میزان سنجش یادگیری و حافظه احترازی غیر فعال در گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. آنالیز دادههای به دست آمده مقایسه میانگین تعداد شوک لازم جهت انجام یادگیری ، بین موشهای نر گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری بین گروهها مشاهده نشد. (نمودار4-3).

نمودار4-3) مقایسه میانگین تعداد شوک لازم جهت انجام یادگیری بین نرهای گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال

مقایسه میانگین تعداد شوک لازم جهت انجام یادگیری، بین موشهای ماده گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری افزایش معنیداری نسبت به گروه دریافت کننده ساخارین داد (P0.05). (نمودار4-4).
نمودار4-4) مقایسه میانگین تعداد شوک لازم جهت انجام یادگیری بین مادههای گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال. P0.05# درمقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین

مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به اتاقک تاریک بین موشهای نر گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر آماری کاهش معنیداری نسبت به گروههای کنترل و ساخارین نشان داد (P0.05) (نمودار4-5).

نمودار4-5) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به اتاقک تاریک بین موشهای نر گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال. P0.05# در مقایسه با گروه دریافت کننده ساخارین. P0.05* در مقایسه با گروه کنترل

مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به اتاقک تاریک در موشهای ماده گروه دریافت کننده اتوسوکسیماید از نظر

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید