n field………………………………………. 45
نمودار4-2) مقایسه میانگین تعداد دفعات عبور از خطوط موشهای ماده گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون Open field………………………………………………………………46
نمودار4-3) مقایسه میانگین تعداد شوک لازم جهت انجام یادگیری بین گروههای نردریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال…………………………………………..47
نمودار4-4) مقایسه میانگین تعداد شوک لازم جهت انجام یادگیری بین گروههای ماده دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال………………………………………. 48
نمودار4-5) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به اتاقک تاریک بین موشهای نر گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده ازآزمون یادگیری احترازی غیر فعال……………………. 49
نمودار4-6) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به اتاقک تاریک بین موشهای ماده گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال………………….. 50
نمودار4-7) مقایسه میانگین مدت زمان حضور در اتاقک تاریک بین موش¬های نر گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال…………………… 51
نمودار4-8) مقایسه میانگین مدت زمان حضور در اتاقک تاریک بین موشهای ماده گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال……………………..52
نمودار4-9) مقایسه میانگین تعداد دفعات حضور در اتاقک تاریک بین موشهای نر گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال……………………..53
نمودار4-10) مقایسه میانگین تعداد دفعات حضور در اتاقک تاریک بین موشهای ماده گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل با استفاده از آزمون یادگیری احترازی غیر فعال……………………… 54
نمودار 4-11) مقایسه میانگین تعداد خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروههای اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل………………………………………………………….55
نمودار 4-12) مقایسه میانگین تعداد خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی ماده در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروههای اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل……………………………………………………………. 56
نمودار 4-13) مقایسه میانگین تعداد خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروههای اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل……………………………………………………………. 57
نمودار 4-14) مقایسه میانگین تعداد خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی ماده در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروههای اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل………………………………………………………… 58
نمودار 4-15) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه موشهای صحرایی نر در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروههای اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل………………………….. 59
نمودار 4-16) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به هر بازو بر حسب ثانیه موشهای صحرایی ماده در روزهای مختلف آزمون ماز شعاعی بین گروههای اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل…………………………. 60
نمودار 4-17) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروههای کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید……………………………………… 61
نمودار 4-18) مقایسه میانگین خطاهای حافظه کاری موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروههای کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید………………………………………62
نمودار 4-19) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظت¬های مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروههای کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید…………………………………….. 63
نمودار 4-20) مقایسه میانگین خطاهای حافظه مرجع موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروههای کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید……………………………………… 64
نمودار 4-21) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به بازوها موشهای صحرایی نر در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروههای کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید……………………….. 65
نمودار 4-22) مقایسه میانگین مدت زمان تأخیر در ورود به بازوها موشهای صحرایی ماده در اثر تزریق غلظتهای مختلف اسکاپولامین و پروپرانولول در گروههای کنترل، ساخارین و اتوسوکسیماید………………………. 66
نمودار4-23) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای نر، گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل………………………………………………………………67
نمودار4-24) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای ماده، گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل………………………………………………………… 68
نمودار4-25) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای نر بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، گروه¬های دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل…………………….. 69
نمودار4-26) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای ماده بعد از دریافت پیشتیمار فنوباربیتال، گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل…………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 70
نمودار4-27) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموشهای نر بعد از دریافت پیشتیمار اتوسوکسیماید، در گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 71
نمودار4-28) مقایسه میانگین غلظت آستانه پنتلین تترازول برای شروع تشنج در روز 60 بعد از تولد درموش¬های ماده بعد از دریافت پیشتیمار اتوسوکسیماید، در گروههای دریافت کننده اتوسوکسیماید، ساخارین و کنترل ……………………………………………………………………………………………………………………………………. 72

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ پایان نامه جرحی، معمولی، هوای

فصل اول

1-مقدمه

1-1صرع

صرع1 از شایعترین اختلالات عصبی است که در آن یک ناحیه محدود مغزی و یا نواحی گستردهی از مغز فعالیتهای کنترل نشده خود به خودی نشان میدهند (Cavalheiro et al., 1991). صرع با تشنج2 نمود پیدا میکند که نتیجه تغییر موقت رفتار جمعیت های نورونی در سیستم عصبی مرکزی و بروز پشت سر هم و غیر عادی پتانسیلهای عمل است (Hauser, 1994; Stafstrom, 2003). تظاهرات بالینی تشنجهای صرعی3، به محل ضایعه و طرز انتشار تخلیه نورونی مغز بستگی دارد. در انواع مختلف تشنج نواحی مختلفی از مغزدرگیر هستن(Chang and Lowenstein., 2003). این اختلال عصبی در همه سنین، همه نژادها و درهر دو جنس بروز میکند. مسری نیست و باعث عقب ماندگی ذهنی و روانی نمیشود اگرچه در افرادی که عقب ماندگی ذهنی دارند حملات صرع به وفور دیده میشود (Hopkins et al., 1995). آمارها مؤید این نکته هستند که صرع در بین جوانان به عنوان شایعترین بیماری عصبی شناخته شده که، یک تا دو درصد از افراد جامعه به آن مبتلا هستند. بیشترین زمان و میزان بروز صرع در سال اول زندگی است (Hauser, 1994 ; Russ et al., 2012). بروز صرع تقریبا در هر هفت نفر از ده نفر بدون علت شناخته شده است اما عوامل مختلفی از جمله آسیبها، ضربات مغزی، استعمال بیرویه داروها، عفونت، تب شدید و نواقص ژنتیکی میتوانند ایجاد کننده تشنجهای صرعی باشند (Rall and Sheifer, 1991).

1-1-2-تقسیمبندی تشنجهای صرعی

در طبقهبندی تشنجهای صرعی، اصلیترین ملاک این است که آیا حملات محدود به یک ناحیه خاص هستند یا نه از همان ابتدا ژنرالیزه هستند و به سراسر مغز گسترش مییابند. بر اساس بیان بالینی و تصویر الکتروانسفالوگرام در طول و بین تشنج، تشنجهای صرعی به دو دسته کانونی و فراگیر تقسیم میشوند. تشنجهای کانونی، شامل تخلیههای الکتریکی غیر طبیعی به صورت موضعی در ناحیه محدودی از مغزند که ممکن است به همان ناحیه محدود نشده و به سایر نواحی مغزی گسترش پیدا کنند و باعث ایجاد تشنجهای فراگیر ثانویه شوند که با تاثیر بر عملکرد طبیعی نورونهای مغزی باعث تغییر سطح هوشیاری و رفتارهای پیچیده غیر طبیعی شوند. تشنجهای کانونی به دو دسته تقسیم میشوند که شامل تشنجهای موضعی ساده که با علائمی همچون نشانههای حرکتی، حسی روانی همراه است ولی هوشیاری متأثر از حمله نمیشود و حملات موضعی پیچیده، که در آن، حمله در هر دو نیمکره مغز به طور همزمان شروع شده و هوشیاری را تحت تاثیر قرار میدهد (Scheffer et al., 1995; Cavazos and Lum, 2005).
تشنجهای فراگیر که به سبب محل ضایعه و طرز انتشار تخلیه نورونی منجر به آسیبهای برگشتناپذیری در مغز و همچنین سایر اندامهای بدن میشوند، شامل تشنجهای غایب، میوکلونیک و تونیک-کلونیک است (Loiseau et al., 1990; Cavazos and Lum, 2005).

1-2-1- صرع غایب
تشنج ژنرالیزه از نوع غایب در اصل “Petit mal” نامیده میشود یکی از چندین نوع تشنج است که در اواخر قرن هجدهم در فرانسه به عنوان”little illness” معرفی شد (Daly,1968).
از هر هفده کودک مبتلا به صرع حدود ده کودک مبتلا به صرع غایب هستند. این اختلال عصبی در بین کودکان 5 تا 15 ساله که زمینه قوی ژنتیکی برای ابتلا به این بیماری را دارند شایعتر است. این بیماری به واسطه دورههای کوتاه ناخودآگاهی که در آن هوشیاری مختل میشود مشخص شده است. صرع غایب فاقد دورههای تشنج شدید بوده و در ثبت الکتروانسفالوگرافی به صورت دورهی از فعالیت نورونی هماهنگ و یک الگوی اسپایک – موج با فرکانس تقریبی سه هرتزی مشخص میشود. تحریکپذیری بیش از حد قشر مغز و بر همکنش آن با تالاموس مولد الگوی ریتمی شاخص صرع غایب در حلقه تالاموکورتیکال است که در آن دورههای فعالیت انفجاری ریتمیک حاصل از اختلال در فعالیت نورونهای گابا ارژیک هستههای تالاموکورتیکال به عملکرد کانالهای کلسیمی نوع Tآستانه پایین وابسته است (Coulter et al., 1989a. b; Kostyuk et al., 1992; Huguenard, 1999; Gomora et al., 2001; McCormick and Contreras, 2001;Crunelli and Leresche, 2002a;

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید