عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازاربابازده سهام باروش

قسمتی از متن پایان نامه :

تاریخچه موضوع پژوهش

اساس توسعه مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای، توسط ویتز[1] (1952) و توبین[2] (1958) بنا نهاده شده می باشد. ویلیام شارپ[3] (1964) و ترینور[4] (1961) و لینتر[5] (1965) و بلک[6] (1977) مانند محققانی بودند؛ که کوشیدند از نظریه مارکوویتز برای مکانیزم قیمت گذاری اوراق بهادار بازار بطور موثری بهره گیری کنند. کوشش آن ها در اوایل دهه شصت به بار نشست ؛که امروزه به نظریه قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای معروف می باشد. فاما و فرنچ[7] (1992) در مورد مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای به نتایج ارزشمندی رسیدند. هدف از مطالعه آنان، ارزیابی عوامل مشترک با ضریب حساسیت بازار مانند: اندازه شرکت، نسبت درآمد به قیمت، اهرم مالی و  نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار در توصیف انحرافات از میانگین بازده های سهام بود. یافته های آنان نشان می دهد که در فاصله زمانی سالهای (1963 تا 1990)، اندازه و ارزش دفتری بازار، عوامل اصلی تبیین انحرافات میانگین بازده ها از میان متغیر های اندازه، نسبت درآمد به قیمت، ارزش دفتری به قیمت بازار و اهرم را تشکیل می دهد. در سال (1999 ) باری، ود و رودری گواز، در یافتند که، شرکت های کوچک و همچنین شرکتهای با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین، متوسط بازده بالایی نسبت به بقیه شرکتها دارند. واسلاو و لیو[8] (1999)، اظهار میکنند که پرتفولیو هایی که بر اساس اندازه شرکت و نسبت ارز ش دفتری به ارزش بازار سهام شکل گرفته اند، با رشد اقتصادی آینده در ارتباط اند.

جاناتان لولن[9] ( 1999) بیان نمود که بهره گیری از یک مدل چند عاملی برای محاسبه بازده سهام، بهتر از یک مدل تک عاملی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای می باشد. گلدریر و همکاران [10] در سال (1999) اثر اندازه ی شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار را در بازارهای سرمایه نو ظهور مورد مطالعه قرار دادند؛ نتایج آنها نشان می دهد، که اثر اندازه در بعضی از ماههای سال محسوس می باشد. در حالی که اثر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار در کل دوره مورد مطالعه فراگیر و معنا دار می باشد. هانس ناتس[11] (2003) به مقایسه قدرت تبیین هر یک از سه مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، فاما وفرنچ[12] ، در پیش بینی بازده اوراق بهادار بریتانیا  طی دوره ( 2003 -1973) نموده می باشد. شرکتها براساس اندازه به 5 گروه و بر اساس نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار به 5 گروه تقسیم بندی شده اند. که از ترکیب این گروه ها، 25 پرتفوی تشکیل شده می باشد ؛ رگرسیون داده ها در قالب مدل سه متغیره فاما و فرنچ، همبستگی بالای بازدهی اکثر پرتفوی ها، با متغیرهای مدل را عیان نمود. 11 پرتفوی دارای R2  بالای 90درصد  بودند ؛12 پرتفوی دارای R2 بین 70 درصد  و90درصد بودند و تنها دو پرتفوی کوچک که در طبقات1و2 نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار  قرار داشتند دارایR2 کوچکتر از70 درصد بودند؛ که علت این امر تعداد نمونه کم و ناکافی حاضر در این پرتفوی ها ذکر گردیده می باشد. این نتایج تقریباً مشابه نتایج فاما و فرنچ  در خصوص بورس آمریکا می باشد.

آندریاس و النی[13] (2004) مدل سه متغیره فاما و فرنچ را در خصوص داده های شرکتهای ژاپنی در سال های2001-1992 مورد آزمون تجربی قرار دادند. نتایج پژوهش نشان داد که در صورت بهره گیری از مدل سه متغیره فاما و فرنچ متغیر های اندازه (ارزش بازار پرتفوی) و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، توان تبیین پراکندگی مقطعی میانگین بازدهی سهام در بورس ژاپن را دارا می باشند. عامل بازار بتا، نسبت به سایر عوامل، بیشترین قدرت تبیین تغییرات بازدهی سهام در مدل سه عاملی فاما و فرنچ را دارا بود. در پرتفوی هایی که سهام با اندازه کوچک را شامل بودند ؛قدرت تبیین عامل اندازه بر قدرت تبیین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار برتری داشت. عکس این موضوع در خصوص پرتفوی هایی که شامل سهام با اندازه بزرگ بودند، صادق بود.

 

با کنترل اثر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، ارتباط بین اندازه و میانگین بازدهی در سهام دارای نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایین و نرمال، منفی (معکوس) بود و در خصوص سهام دارای نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار بالا، این ارتباط مثبت (مستقیم ) بود ؛ با کنترل اثر اندازه، ارتباط بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و میانگین بازدهی در خصوص سهام با اندازه کوچک منفی (معکوس ) بود ؛ و در خصوص سهام با اندازه بزرگ، مثبت (مستقیم ) بود. در مجموع نتایج بدست  آمده در این پژوهش نشان  می دهد، که مدل  فاما و فرنچ  در خصوص تغیرات بازده  مورد انتظار  سهام در بورس  اوراق بهادار ژاپن دارای قدرت تبیین بیشتری نسبت به مدل ارزش گذاری دارایی های سرمایه می باشد. باقر زاده، به مطالعه عوامل موثر بر بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته می باشد. نتایج حاصل از پژوهش ایشان نشان می دهد که بین ریسک سیستماتیک و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط خطی مثبت هست؛ اما این ارتباط از لحاظ آماری بسیار ضعیف می باشد. همچنین، از بین متغیرهای مورد مطالعه در پژوهش، سه متغیر اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به قیمت بازار و نسبت سود به قیمت بیش ترین تأثیر را در تبیین بازده سهام اعمال می کند. پژوهش ایشان در بازه زمانی 1383-1376انجام گرفته و با الهام از روش شناسی فاما و فرنچ[14] (1992) برای تخمین بتای پیش رتبه بندی و پس رتبه بندی و تفکیک کردن اثر اندازه از بتا، اقدام به تشکیل پرتفوی های (اندازه- بتا) شده می باشد. هم چنین برای اعتبار بخشیدن به نتایج پژوهش، برای تخمین ریسک سیستماتیک ( ضریب بتا) و اعمال آن در مدل ر رگرسیون مقطعی برآوردی، از روش بهبود یافته دیمسون[15] (1979) بهره گیری گردیده می باشد.

[1] .vitnez,1952

[2] .tobin,1958

[3] .Sharp,1964

[4] .trinver,1961

[5] .Linter,1965

[6] .Black,1977

[7] .Fama & French,2003

[8]. Liew, vassal,1999

[9]. lewellen,1995

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[10]. Goldir et all,1999

3.Hanss,2003

[12]. Fama & French

[13].Andriyas & Elnni,2004

[14] Fama & French,1992

[15] Deymson,1979

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

5-1 اهداف پژوهش

با ذکر این مطلب که هر پژوهش برای دستیابی به هدف و مقصود خاص انجام می شود. اهداف این پژوهش بر مبنای دو طبقه بندی صفحه بعد ارائه می گردد:

1-5-1 هدف کلی

هدف کلی این پژوهش مطالعه ارتباط بین اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار با بازده واقعی سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

2-5-1 هدف ویژه

هدف ویژه این پژوهش، مطالعه تاثیر بزرگ و کوچک بودن اندازه شرکت و همچنین تاثیر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار در پیش بینی بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و همچنین آزمون مدل فاما و فرنچ در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار.

پایان نامه مطالعه ارتباط بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازاربابازده سهام باروش

پایان نامه مطالعه ارتباط بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازاربابازده سهام باروش

پایان نامه - تز - رشته حسابداری